Tuesday, January 10, 2006

**به نام اهورای پاک**

شقایق شیدای شرور شهر شراره های شوق شب شیرین شبگردی وشورده حالی شمع شور و شعف شیادان شاید شیشه شکست شادمانی های شبانه شعر شاعری شامخ شود
شاید شهرشاخص شاخساری شاداب و شاگرد شبخیز شبان شکر گزار یا شبیخون شبح شرمسار شرف از شدت شتم شعارهایشک و شبههیا شکافی از شکست شاکر در شکل شعور یا شکفتن شفاه از شکلکهای شراره های شمس یا شکوه شعله از شلختگی شلوار شاباش بگیروشلاق شمشیر بدستان شارع شوخی چشم شوبخت در شنزار شگون شوریان.....

این ها سخنان شاعر، نویسنده، دکتر، و............است که امروزه در گوشهای از زندان گیر کرده است. خلاصه بگویم این سخن امیر عباس فخرآور(سیاوش) است این قسمتی از کتاب او می باشد اسم این کتاب سبزترین چشم زمین است او بعد از این کتاب دو کتاب دیگر نوشت که جایزی( پائولو کوئیلو) را گرفت نام آن کتاب (هنوز هم ورق پاره های زندان)است که این کتاب چندین جائذه را گرفت .
امیر عباس غبل از کتاب(هنوز هم ورق پاره های زندان) یک کتاب درزندان نوشت که نام آن هم(اینجا چاه نیست )بود .

کسانی همچون امیر عباس فخراور می توانند با کمک هم دیگر ایران کشور شان را آزاد کنند و اگر این هماهنگی بین کشور ایجاد شود من با ضمانت می گویم که ایران را می توانیم آزاد کنیم .

به امید آزادی



0 Comments:

Post a Comment

<< Home